farsi beauty

آشنایی با انواع سبک های هنری

سبک هنری

مدرنیسم:

اصطلاح مدرن مشتق از ریشه لاتینی modo به معنی امروزی و معاصر است و به روشی که ویژه روزگار نو باشد گفته می شود.

مدرنیسم با جنبش فووها متولد شد.

این واژه در دوره ها و مکانهای مختلف برای تمایز شیوه های معاصر از شیوه های سنتی به کار رفته و هنوز هم وابسته به موقعیت های مختلف می توان از آن استفاده کرد.

 

ایده های بنیادی مدرنیته:

  • سوژه باوری

( یعنی توجه به ذهن و خود انسان)

  • خود کیشی

( یعنی ابراز شناخت جهان خرد)

  • توجه به علم

( یعنی شیوه شناخت جهان از طریق علم)

 

امپرسیونیسم:

نخستین جنبش نقاشی مدرن در سده نوزدهم و مهم ترین هنر اروپایی می باشد.

امپرسیونیسم مکتبی بدون برنامه و بدون اصول مشخصی بود و با متشکل شدن آزادانه هنرمندان که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه غیر وابسته آثارشان در کنار یکدیگر قرار میگرفتند.

 

پست امپرسیونیسم:

اصطلاحی است درباره گرایش های مختلف در نقاشی به خصوص در کشور فرانسه.

پست امپرسیونیسم سبک معینی نیست بلکه گونه های مختلفی را مشتمل می شود که به جهت اهمیت دادن به وضوح فرم و استحکام ساختار و یا تاکید براظهار درونی به یاری رنگ و شکل از طبیعتگرایی امپرسیونیسم پیش تر رفته و راههایی برای دگرگونی نقاشی سده بیستم گشوده است.

این اصطلاح را نخستین بار راجر فرای منتقد انگلیسی و عضو گروه بلومزی به کار برد.

راجر فرای نمایشگاهی را که آثار گوگن سزان و ون گوگ را ارائه کرده بود به نام نمایشگاه پست امپرسیونیستها خواند.

 

فوویسم:

نخستین سبک نقاشی در جنبشهای پیشتاز هنر اروپا که بین سالهای 1898 و 1908 ، در فرانسه پا گرفت و تا جنگ جهانی اول ادامه یافت.

ویژگی این سبک استفاده از رنگهای خالص و تابناک که به گونه ای مستقیم و پرخاشگرانه به کار گرفته است.

در نمایشگاه سال 1905 یکی از منتقدان به علت خشونتی که در کاراین نقاشان دید انهارا ( فووها ) یعنی وحشی ها نامید.

فوویسها، به رهبری هانری ماتیس می کوشیدند رنگ را از کارکرد توصیفی محض آزاد سازند و بر ارزشهای تزیئنی و بیانی آن تاکید کنند.

بارزترین ویژگی آنها کاربرد اختیاری رنگهای تند برای تجسم کیفیتهای عاطفی و تزیئنی است.

 

اکسپرسیونیسم:

این اصطلاح در معنای عام بهره گیری از کژنمایی واقعیت به منظور بیان عواطف و حالات روحی و به هر نوع آفرینش هنری، اطلاق میشود.

و بیشتر بر نمایاندن احساس درونی و ذهنی تاکید دارد تا مشاهده عینی و بیرونی.

این جنبش در فرانسه شروع شد و به طور همزمان در چند کشور اروپایی دیگر نیز توسعه یافت.

جنبش اکپرسیونیسم در آلمان به عرصه های تئاتر، معماری، ادبیات، سینما و حتی موسیقی هم سرایت کرد.

 

کوبیسم:

جنبش هنری که جهت نوآفرینی در شیوه دیدن، موثرترین و انقلابی ترین جنبش هنری سده بیستم  قلمداد کردند.

کوبیسم حاصل نگرش خردگرایانه به جهان می باشد و واکنشی است در برابر جریان رمانتیسیسم دلاکروا ، گیرایی حسی امپرسیونیسم و شورانگیزی فوویسم ها.

جنش کوبیسم توسط پیکاسو وبراک بنیان گذاری شد و گریس  آن را گسترش داد. مبانی زیبایی شناختی کوبیسم هفت سال به طول انجامید.

روشی که هنرمندان کوبیسم به کار میبردن تجزیه صور اشیا به سطحهای هندسی ، و ترکیب مجدد این سطوح در یک گروه به هم بافته شده بود.

به همین دلیل ، هنرمند کوبیست میل به واقعگرایی داشت ، که بیشتر نوعی وافعگرایی مفهومی بود تا واقعگرایی بصری.

 

دوره های کوبیسم:

  • پیشا کوبیسم یا کوبیسم سزانی . 1906_ 1910

( آغاز کوبیسم را تکمیل پرده دوشیزگان آوینیون در سال 1907 میدانند و روش تازه ای در یازنمایی اشیا به کار بردند و ار قرار های برجسته نمایی و نمایش سه بعدی بازگشت کردند.)

 

  • کوبیسم تحلیلی (مرحله اوج) . 1910_1912

 ( این مرحله را ترکیب کوبیسم و انتزاع می دانند که اشیای بازنمایی شده تقریبا غیر قابل تشخیص بودند و آثار این دوره غالبا تکرنگ، و در مایه های آبی ، قهوه ایی و خاکستری بودند.)

 

  • کوبیسم ترکیبی یا کوبیسم پسین .  1912- 1914

( دستاوردهای این دوره بیسر نتیجه تلاش های گریس بود  و او در تجربه های خود رنگ را به نقاشی کوبیسم بازآورد.

در این مرحله تصاویر ، پلانها و نماهایی از شی که در مرحله کوبیسم تحلیلی کالبد شکافی شده بودند مجدد با هم ترکیب می شوند و شی را بازسازی می کنند. )

 

ارغوان اصغرزاده

ارغوان اصغرزاده

نویسنده این مطلب

39 مطلب